X
تبلیغات
رایتل
وبلاگ مداح اهلبیت عباس کوثری پور
نی نوا دارد غم بسیار
درباره ما

بنده حقیر عباس کوثری پور متولد شهرستان اندیمشک دروازه استان خوزستان هستم که مدت 25سال است که مداحی میکنم وافتخار شاگردی حاج حسین فخری و حاج غلام کویتی پوررودارم وارادت زیادی به استادو شاعر اهلبیت عصمت وتهارت .غلامعلی رجائی زائر دارم که همیشه در پناه خداوندباشد
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تقویم
آبان 1393
شیدسچپج
1 2
3 4 (5) 6 7 8 9
10 (11) 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان : 2983

این روزها که هفته جنگ است آدم چیزهای عجیب و غریبی از جنگ می شنود. از یک سو رسانه مثلا ملی که من بر آن نام صداوسیمای عزت الله خان ضرغامی می نهم خود را به آب و آتش می زند و با دعوت بعضی از چهره های نظامی به تلویزیون عملا سعی می کند به نحوی مدیریت جنگ را به زیر سوال برد - و مضحک اینکه از تنها کسی که نام برده نمی شود و بلکه سعی در زیر سوال بردن اداره جنگ توسط او می شود آیت الله هاشمی است که از سوی امام در سال 62 تا پایان جنگ به عنوان فرمانده جنگ منصوب شده بود – نظیر حرف هایی که در مصاحبه با دو تن از امیران ارتش زده شد که اظهار کردند برنامه جنگ به دست یک غیر نظامی که مسئولیت دیگری هم در اداره مجلس داشت سپرده شده بود و با این اظهارات عملا دانسته یا ندانسته تدبیر امام را که به نظر من صحیح ترین تدبیر در این میان بود زیر سوال بردند. از سوی دیگر استاد و برادر عزیزم دکتر صادق زیباکلام در اظهار نظری شگفت، بدیع و البته نادرست در مصاحبه با رادیو گفتگو در چند روز قبل علاوه بر پذیرش این حقیقت که هرچند صدام برای تهاجم به ایران آمادگی داشت گفت البته ما هم می توانستیم در جلوگیری از جنگ نقش مهمی داشته باشیم اما ما هم قبل از جنگ با انفجارات و انجام ترورهایی در عراق باعث تحریک بیشتر صدام در حمله به ایران شدیم.

یادداشت زیر که ترجمه مصاحبه با عمر صلاح علی سفیر وقت عراق در سال 58 در سازمان ملل می باشد به خوبی بیانگر آن است که صدام از نخستین ماه های پیروزی انقلاب اسلامی به فکر تهاجم به ایران بود.

مطلبی که در زیر می خوانید بخشی از مصاحبه غسان شربل با صلاح عمرعلی - سفیر عراق درسازمان ملل در سال 1358- است که از کتاب" صدام مر من هنا " که در سال 2010 در بیروت منتشر شده است ، نقل می شود.

وی از مقامات ارشد عراقی است که درکنفرانس کشورهای عضوجنبش غیر متعهد که دراین سال در کوبا- هاوانا - تشکیل شده بود، به همراه صدام که تازه پس از کودتا علیه احمد حسن البکر به ریاست جمهوری عراق رسیده بود ، حضور داشت .

اهمیت این سند در حقانیت و مظلومیت جمهوری اسلامی در جنگی تحمیلی وغافلگیرانه از این جهت است که وی با بیان خاطره ای در این زمان به نقل از صدام می گوید: صدام از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران به دنبال جنگ با این کشور و نابودی ایران بود .

------------------------------------------------------------

سوال: چرا صدام جنگ را انتخاب کرد؟

معتقدم 2 عامل در این تصمیم صدام نقش ایفا کردند. یک عامل مربوط می‌شود به شخص صدام که همیشه به دنبال رهبری فراتر از عراق بود. و به گمان قریب به یقین او تصور می‌کرد پیروزی بر کشور بزرگی مانند ایران و وادار نمودن ایران به باز پس دادن حقوق عراق، او را به رهبری در قواره جمال عبدالناصر تبدیل خواهد کرد که حرف اول را در منطقه بزند.

عامل دیگر اینکه صدام به این نتیجه رسیده بود و یا احساس کرده بود که این اقدامش همراه خواهد بود با حداقل موافقت غرب به دلیل هراسهایی که ایران بعد از شاه برای غرب ایجاد کرده بود. صدام مرد ساده‌ لوحی نبود و حتماً دریافته بود که اگر غرب با اقدام او موافق نباشد، پس چرا او را تشویق می‌کند؟ چون جنگ بر علیه ایران نیازمند سلاح و پشتیبانی می‌باشد و برای اینکه ایران کشور بزرگی در منطقه است.

سوال: آیا صدام از ایران تنفر داشت؟

بله

برداشت از وبلاگ غلامعلی رجای